تبليغاتX
انتظار ظهور
 فلسفه غیبت

در زمان ابن بابويه قمّى (شيخ صدوق) علم كلام در ميان اماميه مورد بحث بود و خيلى, از جمله خود وى, رد كردن مخالفان را از راه استناد به كلام خدا و حديث پيامبر و امامان, يا از راه معانى گفته هاى ايشان كافى مى دانستند. شايد وى, از نخستين متفكران شيعى است كه عقل گرائى را, بويژه در بخشهايى از كمال الدين, پيشه خود ساخت. قسمتهايى از اين كتاب, برگرفته از كتاب الانصاف, نوشته ابوجعفر بن قبه رازى, يكى از بزرگان متكلمان شيعه است كه در ابتدا از معتزله بود, بعد به شيعه اماميه گرويد و المسترشد را, ابوالقاسم كعبى, در نقد آن نوشت و ابوجعفر, كتاب المتثبت را در ردّ آن نگاشت و كعبى, نقض المتثبت را در ردّ آن نوشت(1).
ايشان در مقدمه كتاب خود, به اشكالاتى اشاره مى كند كه در عصر وى, بر اماميّه در خصوص ضرورت غيبت وارد مى شد. از جمله مى نويسد:
چرا امام زمان, همانند امامان ديگر شيعه, با اسم و رسم مشخص نيست؟ اگر تشخّص ضرورت ندارد, در آن صورت امامان پيشين نيز مى توانستند غايب باشند و همان دلايلى كه براى غيبت امام زمان آورده مى شود, براى غيبت آنان نيز قابل عرضه بود و اگر داراى فلسفه خاصى نيست, پس چرا امام دوازدهم, از ديده ها غايب است؟(2))
شيخ در جواب مى نويسد:
(دشمنان ما, نسبت به آثار حكمت الهى در جهل مانده اند و از مواقع حق و مناهج سبيل, در مقامهاى حجتهاى الهى غفلت كرده اند. چون ظهور حجتهاى الهى, بر سبيل امكان و تدبير اهل زمان است, حال اگر شرايط غيرممكن باشد, نهان شدن او برابر حكمت خواهد بود و تدبير اقتضا مى كند كه در پرده باشد و خدا او را از ديده ها پنهان بدارد تا وقت بلوغ كتاب فرا رسد, چنانكه برخى از حجتهاى پيشين نيز در نهان بوده اند.)
شيخ صدوق, با استناد به روايت عبدالحميد بن ابى الديلم, از امام صادق(ع) مى نويسد:
(در عصر ابراهيم, چون امكان ظهور حجت نبود, خداوند او را از ديده ها پنهان داشت و نمرود, فرزندان رعاياى خود را براى جستن ابراهيم مى كشت و ابراهيم, ستم ديدگان را با افكار خود آشنا مى كرد. وقتى شمار آنان به اندازه معيّن رسيد, ابراهيم رسالت الهى خود را آشكار ساخت. پيامبران پس از ابراهيم نيز, بر حسب شرايط زمان خود, پنهان يا آشكار, پيام خود را به مردم مى رساندند, تا اين كه زمان موسى فرا رسيد. فرعون, براى يافتن موسى, فرزندان بنى اسرائيل را مى كشت خداوند, زاده شدن او را پوشيده داشت و موسى را در كنار فرعون پروراند, تا اين كه زمان مناسب اظهار دعوت فرا رسيد.
پس از وفات موسى نيز, اين سبك و سياق ادامه يافت, تا عيسى پيام آسمانى خود را بر مردم عرضه داشت. زمان او, زمان مناسبى بود. خداوند او را از ديد جامعه دور نداشت. حواريون عيسى نيز, بعضى در پنهان بعضى آشكارا رسالت خود را ابلاغ كردند, تا محمد بن عبداللّه(ص) به رسالت برگزيده شد. پيامبر نيز, اوصياى خود را معين كرد و به آمدن مهدى, خاتم ائمه, خبر داد. رهبرى كه زمين را پس از آن كه از ستم انباشته گرديده, از عدل و داد پر مى گرداند(3).)
شيخ صدوق, فلسفه غيبت امام زمان را, همان فلسفه اى مى داند كه در غيبت پيام آوران و پيشوايان الهى پيشين, وجود داشته است(4).
شيخ صدوق, در كمال الدّين نشان مى دهد كه مسائله مهدويّت, از مسائلى بوده كه در اسلام سابقه داشته است و برخى از فرقه ها در جستن مصداق دچار خطا شده اند. وقتى پيامبر(ص) رحلت كرد, عمر خطاب مدّعى شد: او, نمرده است و مانند موسى از ميان قومش غايب شده است و به زودى ظهور خواهد كرد. و ابوبكر آيه: (انّك ميّت و انّهم ميّتون(5)) را به وى خاطر نشان ساخت, آن گاه عمر از نظر خود, دست كشيد(6).
به نقل شيخ صدوق, بعد از عمر, كيسانيه, در شناخت مهدى كژ رفتند و گفتند:
محمدبن حنفيّه نمرده است, تا جائى كه اسماعيل بن محمد حميرى, سيّد شعرا, ابتدا تحت تائثير اين نظريات قرار گرفت و امامت محمد حنفيه را پذيرا شد و اشعارى را در اين باره سرود, ولى در پى ديدار با امام جعفرصادق(ع) متوجه خطاى خود شد و از راهى كه رفته بود, برگشت(7).
وى, درقصيده طولانى كه درباره غيبت امام زمان سروده, بيم از جان و نبودن شرايط مناسب براى گسترش حكومت دينى امام(ع) را علت غيبت ايشان دانسته است:
ولكن روينا عن وصى محمّدوماكان فيما قال بالمتكذب بانّ ولى الامر يفقد لايُرىمستيتر الفعل الخائف المترقب آن جا كه مى سرايد:
له غيبة لابدّ من ان يغيبهاواقفه فصلّى عليه اللّه من متغيّب شيخ صدوق, در بخشى از كلام خود, اين اشكال را مطرح مى كند:
(اگر بيم از جان, سبب غيبت امام شده, در اين عصر كه شيعه از آسايش و امنيت بيشترى نسبت به دوره بنى اميّه برخوردار است, چرا ظهور نمى كند؟) پاسخ مى دهد:
(ظهور حجتهاى الهى و پنهان شدن آنان, بر حسب امكان و تدبير اهل ايمان و با ميزان حكمت سنجيده مى شود(8).)
به دنبال آن بخشهايى از اشكالات ابوالحسن على بن احمدبن بشار را در خصوص فلسفه غيبت نقل مى كند و جواب محمدبن عبدالرحمن بن قبه رازى را كه ابتدا از معتزله بود, بعد به اماميه پيوست و از مشايخ بزرگ اماميّه شد, در پى آن مى آورد. ابن قبه, كلام ابن بشار را در نفى وجود حجت, مردود مى داند و مى نويسد:
(اگر شما بگوييد او كجاست؟ مى گوئيم: آيا منظور شما اين است كه به او دستور دهيم, بر مركب سوار شده و خدمت شما بيايد و خود را بر شما عرضه كند؟ يا مى خواهيد تا براى او خانه اى بنا كنيم و او را به آن خانه بفرستيم و اهل شرق و غرب به آن آگاه شوند؟ نه ما به چنين چيزى توانايى داريم و نه اين گونه چيزى بر حجت واجب است;(9) زيرا امام از ترس ظالمان خود را در نهان نگهداشته است(10).)
در يكى از مجالس اميرسعيد ركن الدوله, ملحدى از شيخ صدوق پرسيد:
(در فلان جنگ كه چيزى نمانده بود تا روم بر مسلمانان غلبه كند, امام زمان شما كجا بود و چرا خروج نكرد؟)
شيخ جواب داد:
(در روزگار پيامبر نيز, شمار كافران بيشتر و قدرتشان بالاتر بود, با اين حال, چهل سال پيامبر رسالت خود را ابراز نكرد و مترصد فرصت شد(11).)
شيخ اثبات مى كند كه اعتقاد شيعه به امام زمان, يك اعتقاد مبتنى بر انكار محسوسات, معقولات و عادات نيست(12).


(1) (رجال نجاشى) /266. دفتر نشر اسلامى.
(2) (كمال الدين) ج1/20.
(4و3) (همان مدرك) /22.
(5) (سوره زمر) آيه 30.
(6) (كمال الدين) ج1/31.
(7) (همان مدرك) /32.
(8) (همان مدرك) /45, 47.
(9) (همان مدرك) /54.
(10) (همان مدرك) /112.
(11) (همان مدرك) /87.
(12) (همان مدرك) /93.

                         

|+| نوشته شده توسط علی در شنبه بیست و ششم آذر 1384 و ساعت   
 تسريع ظهور
این آرزوی بسیار خوبی است و ممکن می باشد، فقط کافی است کمی همت کنید و در جهت رضایت آقایمان گام بردارید. پس باید امام زمان علیه السلام و وظایف خود نسبت به حضرت را بشناسید و عمل کنید، و مهمتر از همه تقوا و عمل به واجبات و پرهیز از گناه است که آن چه انسان را زودتر از هر چیز به مولایمان می رساند مراقبه و توجه به این که امام او را نظاره می کند و عمل بر اساس این معرفت می باشد. یکی از بزرگان در سخنراني اي براي جمعي از طلاب كه چنين سؤالی را مطرح كرده اند فرمودند: مهم آن است كه بدانيم امام زمان ما را مي بيند. حال اگر اين توفيق دست دهد كه با حضور امام(ع) برسيم، نور علي نور است؛ و زهي سعادت و خوشبختي. اگر كسي به كمالات لازم اخلاقي دست يابد، و از آلودگي روح نجات يابد هر گاه لازم باشد خود امام اين توفيق را فراهم مي كنند. كما اين كه اين سعادت براي خيلي از انسان هاي معمولي بدون آن كه به دستورالعمل خاصي عمل كرده باشند، يا حتي ظاهراً انسان هاي شاخصي باشند، حاصل شده است. به هر حال، ما بايد به تكاليف شرعي خود، از جمله دعا براي ظهور عمل كنيم و به فضل خدا در دنيا اميدوار باشيم؛ چرا که امام زمان عجل الله فرجه الشريف گوهري از گنجينه سرّ الهي است، كه جز محرمان سراي قرب حق را رخصت ديدارش ناممكن است.
در رابطه با وظايف منتظران ظهور حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه بايد عرض کنيم که يکی از مهترين کارها ايجاد حالت انتظار واقعی می باشد، به طوری که اين حالت در رفتار و کردار تاثير گذاشته، هميشه خود را در محضر حضرت بدانيم چرا که اعمال و کارهای ما را به ايشان عرضه می دارند و اين اعمال ماست که در صورت نيک و پسنديده بودن باعث می گردد که مورد توجه و عنايت حضرت قرار بگيريم چنانچه خود ايشان در نامه ای به شيخ مفيد رحمه الله عليه فرمودند اگر شيعيان همگی در وفا به عهد(دينداری) اجتماع می کردند ديدار ما از ايشان به تاخير نمی افتاد و سعادت آن به سرعت برای ايشان فراهم می شد؛ پس محجوب شدن ما از شيعيان به سبب اعمال ايشان است که ما نمی پسنديم و از آن کراهت داريم. با اين گفتار روشن می گردد که اعمال و کارهای نيک نقش اساسی برای جلب توجه و عنايت حضرت ايفا می کند تا آنجا که در نهايت به ديدار ايشان می انجامد.
بهترین کار برای این آرزو به قول گفته حضرت آیت الله بهجت دام ظله: انجام واجبات و ترک محرمات می باشد و دعا نمودن برای تعجیل در فرج مولای غریب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد. البته خودسازی و بالا بردن سطح علمی و عملی انسان در مرحله اول می باشد و سپس ترویج فرهنگ مهدویت و آماده سازی اجتماعی برای تعجیل در ظهور حضرت مهدی(عج) می باشد.
چه کسی گفته باید تا زمان ظهور صبر کنیم بلکه بزرگان می گویند باید اقدام کنید زیرا خواست خداوند به درخواست ما تعلق می گیرد پس با احساس نیاز و دعا برای تعجیل در فرج و ... می توانیم ظهور مولایمان را تسریع بخشیم.
منبع

                           

|+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه هفتم آذر 1384 و ساعت   
 فلسفه انتظار
فلسفه انتظار برای ظهور منجی موعود(عج) تا حدودی در همان فلسفه غیبت حضرت مهدی(عج) می گنجد. اولّین بحث آن است که این امر سرّی از اسرار الهی است و کسی جز خداوند متعال دلیل واقعی آن را نمی داند و بر تمام دلایل آن احاطه ندارد. چنانکه پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله در روایتی به جابر می فرمایند: «یا جابِر، أنّ هذا الْأمر أمرُ الله» یعنی ای جابر همانا این امر از امور خاص خداوند است.(بحارالانوار، ج5، ص73) و در جایی دیگر امام صادق علیه السّلام می فرمایند: «أنَّ وَجْه الْحِکْمَةِ فی ذلک لَنْ یَنْکَشِفُ ألّا بَعْدَ ظُهُورِهِ کَما لَمْ ینکشِفُ فی ما آتاهُ الخضر» حکمت و فلسفه نهایی این امر آشکار نمی شود الّا بعد از ظهور آن حضرت همانطور که فلسفه آنچه حضرت خضر عمل می کرد آشکار نمی شد. (کمال الدْین، ج2، ص12)
دومین بحث، بحث آزمایش و غربال انسانها است. انتظار واقعی جداکننده انسانهای مؤمن از غیرمؤمن است. چنانچه امام صادق علیه السّلام می فرمایند: «لَهُ غَیْبَةٌ یَرْتَدُّ فیها أقوام» برای حضرت غیبتی است که خیلی ها تردید پیدا می کنند(در اصل دینشان).(بحارالانوار، ج52) علاوه بر این در میان خود منتظرین هم دسته بندی هایی وجود دارد. چنانچه امام صادق علیه السّلام منتظرین را به سه دسته تقسیم می کنند و می فرمایند: «إفْتَرَق النّاس ...» مردم در زمان غیبت سه گروه می شوند:
1- گروهی که ما را دوست دارند و دوست دارند انتظار کشیدن امام زمان(عج) را تا برسند به دنیا( تابا محبّت دنیاهایشان را بسازند) و کلام ما را می گویند و زیاد حرف می زنند ولی موقع عمل کوتاه می آیند خداوند اینان را به زودی در آتش می اندازد.
2- فرقه ای هم ما را دوست دارند، هم حرف ما را می شنوند و کار هم انجام می دهند تا شکمهایشان را به وسیله ما پر کنند...
3- فرقه ای هم ما را دوست دارند، قول ما را حفظ کرده و ما را اطاعت می کنند و از آن مخالفت نمی کنند و آنها منتظران واقعی هستند....
برای مطالعه بیشتر در این مورد می توانید به درسنامه تاریخ عصر غیبت، اثر پورسیّد آقایی و دیگران، قم: مرکز جهانی علوم اسلامی مراجعه نمایید.
و در ادامه نیز باید گفته شود که براي ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بايد جامعه به حدي از بلوغ و تکامل معنوي برسد که بالفعل سيصد و سيزده يار به معناي واقعي کلمه با صفات ممتازي که در روايات ذکر شده حضور داشته باشند – که ظاهر روايات نيز چنين نشان مي دهد – چرا که در عبارت آمده:"اذا کملت ..." هنگامي که اين عده تکميل شوند ... که بيانگر زنده بودن بقيه است البته بزرگاني که شهيد شده يا در زمانهاي گذشته از دنيا رفته اند ممکن است جزء ياران باشند چرا که ياران و انصار حضرت به ترتيب رتبه و مقام، درجه بندي مي شوند که فقط يک دسته از آنها سيزده سيزده تن است در حالي که ابدال که احتمالاً هفتاد نفر هستند يا اوتاد و ... گروههاي ديگر نيز وجود دارند.
ياران حضرت مهدي ارواحنا فداه به دو دسته ي کلي تقسيم مي شوند:
الف) ياران درجه يک که تعداد آنها 313 نفر است که در واقع فرمانده هان و سران هستند، آنها کساني هستند که حداقل شرط در آنها اين است که کمال ايمان را داشته باشند يعني کمال ايمان که همان تشيّع باشد را بايد دارا باشند چرا که اينها از برگزيدگان و افراد والا هستند.
ب) ياران در مراتب بعدي که رده هاي بعدي ياري حضرت هستند که در ميان اين افراد کساني که از اديان ديگر از جمله مسيحيت يا مذاهب اهل سنت که به حضرت ايمان آورده و در جرگه شيعيان وارد شده باشند وجود دارند.(بالاخره ايمان کامل يا شيعه بودن شرط با حضرت بودن است زيرا زمان ظهور حضرت حجت ارواحنافداه ديگر زمان سازش نيست چون همه ي برده ها کنار مي رود و هر که طالب واقعي حق است – از هر مذهبي – با ديدن حقانيت تشيع قطعاً شيعه مي شود.)
منبع

         

|+| نوشته شده توسط علی در شنبه پنجم آذر 1384 و ساعت   
 انتظار
هر سال هزاران زایر برای برگزار کردن جشن ولادت آخرین امام شیعیان، به جمکران می روند و اطمینان دارند که او باز می گردد و با سپاه شر می جنگد.

ده ساعت سفر از بوشهر در جنوب ایران برابر است با ده یورو از بودجه محدودی که دو روزه خرج می شود. لیلا و مینا آمده اند تا در شب ولادت مهدی که امسال به ۲۰ سپتامبر افتاده است، در کنارش باشند. چراغ های نئون رنگی، سقف مسجد جمکران را که در هفت کیلو متری شهر مقدس قم واقع شده است، روشن کرده است. شیرینی های کوچک، چای و شربت در هر گوشه تعارف می شود. فقط یک مشکل وجود دارد: مهدی غایب است. یازده قرن است که او حضور ندارد.

مهدی، دوازدهمین امام مسلمانان شیعه، از بازماندگان محمد پیغمبر اسلام است. او از زمان کودکی ار نظرها غایب شد و به او " امام غایب" می گویند و به گفته معتقدانش وقتی دنیا از فریب و بی رحمی و ظلم پر شد، ظهور خواهد کرد. او خواهد آمد و در کنار ۳۱۳ سرباز شجاع با نیرو های شر می جنگد و نظامی بین المللی بر اساس عدل و برادری بنا می کند.

مکان مقدس

لیلا که چادر گلدار سر کرده است، هر شب برای سلامتی مهدی دعا می کند. او عقیده دارد که هر لحظه ممکن است مهدی ظهور کند و او امیدوار است که لایق آن باشد که در آن روز آنجا باشد. رسول 39 ساله می گوید"مهدی همیشه حاضر است، و همیشه در میان ماست؛ حتی اگر قادر به دیدنش نباشیم. به همین دلیل او را " امام زمان" یا "ولی عصر" می نامیم. " بعضی ها دیگر بی طاقت شده اند. روی تعدادی از پلاکارد ها نوشته شده است " ما در انتظار عدالتیم و عدالت در انتظار مهدی" یا " مهدی عزیز! پس چرا نمی آیی؟"

بایرام ۴۱ ساله و همسرش نسرین ۳۶ ساله عقیده دارند:" هنوز خیلی مانده تا دنیا بدل به جهنم بشود و امام به این زودی ها ظهور نمی کند." در روزهای انتظار مردم در جمکران جمع می شوند؛ جمکران جایی است که طبق افسانه ها ، مهدی در یک شب در آنجا ظاهر شده و به مالک زمین دستور داده تا مسجدی در آن بسازد.

صد ها هزار زایر روی پتو هایشان نشسته اند و آماده اند تا شب زنده داری کنند، بعضی ها با ضرب آهنگ موسیقی مذهبی به خلسه رفته اند و بعضی دیگر قرآن می خوانند. بعضی ها هم نذر می کنند برای برآورده شدن حاجتشان در کنار چاه پشت مسجد در انتظار کشیک بکشند. حاجت مسعود، ۴۳ ساله، برآورده شده: او امسال با سه کارتن موز و بیسکویت بازگشته و آنها را در میان مردم پخش می کند. مسئول صندوق نذورات می گوید مردم از ۱۰ سانتیم تا ۲۰۰ یورو به این صندوق پول می ریزند.

جمکران در حاشیه بیابان مدت ها بود که متروک مانده بود. بعد از بیست سال، این منطقه، محلی برای زیارت عاشقان مهدی شد. مسئول منطقه تخمین می زند که تعداد سالانه حدود 15 میلیون نفرباشد. بعد از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹، داستان مهدی بدل به یک حقیقت مطلق شد. مومنان شیعه دوران غیبت را به دعا کردن برای ظهور می گذرانند. هر سال ، روز ولادت مهدی در ایران تعطیل رسمی است و درهفته ای که این روز در آن واقع شده، تعداد زیادی سمینار و نمایشگاه با موضوع زندگی معنوی این امام بزرگ در شهر ها برگزار می شود.

در تهران، رضا ۲۰ ساله که متعلق به یک خانواده سرمایه دار است، تصمیم گرفت خانواده اش را با استفاده از یک روش علمی نسبت به غیبت امام زمان حساس کند. او با گروهی از دوستانش یک نمایش تصویری برگزار کرد . آنها برای مدعوین تصاویری روی صفحه پخش کردند که کم کم از تاریکی مطلق به سمت روشنایی می رفت و با این روش اهمیت امید و حفظ نزدیکی با امام را نشان دادند.

قدرت نا محدود

آقای شاهینی، روحانی مسئول جمع آوری کرامات امام در جمکران می گوید:" مهدی را نباید فهمید، بلکه فقط باید به سادگی به آن ایمان داشت. نباید در قدرت نا محدود آن تردید کرد یا جزئیات ماوراالطبیعه حکایت او را زیر سووال برد. او ملت ها را با وجود مذاهب متفاوتشان گرد هم جمع می کند، زمان ظهور مشیت الهی است و انسان ها خود در جهت کلام حق قدم بر می دارند. عده ای می پرسند: امام تا زمانی که مصیبت و رنج فراگیر شود ظهور نخواهد کرد، پس آیا با روی کار آمدن دولت مذهبی جدید تهران، ظهور امام را به تعویق نمی رساند؟" اما این روحانی چنین عقیده ای ندارد. به نظر او نه فقط ترویج احطاط در دنیا عامل ظهور است، بلکه صف بستن پیروان وفاداردر کنار مهدی هم نشانه ظهور است.منبع

         

|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه یکم آذر 1384 و ساعت